مقدمه: چشمزخم، باوری کهن در ایران
چشمزخم یا «شورچشمی» از دیرباز یکی از ریشهدارترین باورهای عامه در فرهنگ ایرانی بوده است. این باور نه تنها در ادبیات و شعر فارسی بازتاب گستردهای یافته، بلکه در باورهای دینی نیز به آن اشاره شده است. آیه ۵۱ سوره مبارکه قلم به صراحت از تأثیر نگاه بد سخن میگوید: «و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک باصبارهم لما سمعوا الذکر»؛ کافران هنگامی که قرآن را میشنوند، نزدیک است با چشمزخم خود تو را از میان بردارند. در همین راستا، پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودهاند: «چشمزخم انسان را داخل قبر میکند و شتر را به دیگ میفرستد».
از آنجا که چشمزخم در باور ایرانیان امری حقیقی تلقی میشده، مردمان این سرزمین از دیرباز به دنبال ابزارها و تعویذهایی برای دفع آن بودهاند. در میان این ابزارها، سنگها و مهرهها جایگاهی ویژه داشتهاند. وجه مشترک بسیاری از این سنگها، رنگ آبی یا کبود آنهاست؛ رنگی که در فرهنگ عامه نماد دفع نظر بد و انرژی منفی است.
فیروزه: سنگ مقدس چشمزخم
بیشک فیروزه را میتوان مهمترین و ریشهدارترین سنگ چشمزخم در فرهنگ ایرانی دانست. این سنگ که از دیرباز در معادن نیشابور استخراج میشده، در نزد اقوام مختلف ایرانی جایگاهی مقدس داشته است. ابوریحان بیرونی در کتاب خود فیروزه را «سنگ غلبه و چشمزخم و قدرت» میداند. جوهری نیشابوری نیز در «جواهرنامه نظامی» مینویسد: «فیروزه دافع چشم بد است و هرکسی فیروزه با خویشتن دارد بر خصمان غالب است».
کاربردهای فیروزه در دفع چشمزخم
در مشهد، مردم معتقد بودند همراه داشتن فیروزه نظر بد را دفع میکند. در لرستان، از مهرههای فیروزهای برای دفع چشمزخم بچهها یاری میگرفتند. در شهرستان گروس، استعمال دانههای فیروزه و سنگهای آبیرنگ برای دور داشتن چشمزخم به ویژه از کودکان مصرف فراوانی داشت؛ این سنگها را به جلوی کلاه کودک و جلوی سینه او میدوختند. سوارکارانی که به اسبهای ممتاز خود علاقه داشتند، تعدادی از این مهرههای آبیرنگ را به صورت منجوق و دانههای تسبیح به موهای یال و گردن حیوان میبستند.
جهانگردان خارجی نیز به این باور ایرانیان اشاره کردهاند. ویلز، پزشک انگلیسی که در دوره ناصرالدینشاه به ایران سفر کرده، مینویسد: «استعمال فیروزه و سنگهای آبی نظیر آن هم به منظور دور داشتن چشمزخم مصرف فراوانی به خصوص در مورد کودکان دارد. طلسمسازان هنرمند طلسمهای زیبایی مزین به فیروزه یا سنگهای آبی دیگر میسازند و والدین اطفال آنها را به جلو کلاه کودک یا پیشسینه او میدوزند».
بازتاب فیروزه در ادبیات فارسی
شاعران فارسیزبان نیز به خاصیت دفع چشمزخم فیروزه اشاره کردهاند. صائب تبریزی میسراید:
ایمن است از چشم بد کاورد با خود از ازل / نیل چشمزخم ازین فیروزه منظر آفتاب
مسعود سعد سلمان نیز خطاب به دلبر خود میگوید:
هر چه فیروزه بایدت بفروش / شه از بهر چشم زخم بدار
خرمهره: مهره آبیرنگ با ریشهای هفتهزار ساله
خرمهره یکی دیگر از مهمترین سنگهای دفع چشمزخم در ایران است. این مهرههای آبیرنگ که قدمتی هفتهزار ساله دارند، از سنگهای لعابدار ساخته میشوند و در باور عامه، قدرتی ویژه برای دفع نظر بد دارند. در قدیم بر این باور بودند که رنگ آبی خرمهره باعث جلوگیری از چشمزخم میشود؛ چرا که نظر فرد شورچشم را به خود جلب میکند. تحقیقات علمی نیز نشان داده که رنگ آبی لعاب خرمهره دارای نوعی انرژی خاص است که اثرات سوء چشم انسان را به طرف خود جلب میکند.
نظامی در بیتی از «خسرو و شیرین» به کاربرد خرمهره برای دفع چشمزخم حیوانات اشاره کرده است:
گو که خرمهره بدو درکشند / چون که بیفتد همه خنجر کشند
در لرستان، این مهرههای فیروزهایفام یا کبودرنگ را «کوزه» یا «خرف» مینامند. از نوع درشت آن برای دفع چشمزخم حیوانات و از نوع ریز آن برای دفع چشمزخم بچهها استفاده میکردند. مهره کبود را همیشه روی شانه بچههای خردسال یا بر گردن حیواناتی مانند اسب، قاطر، قوچ و گاو نر میآویختند. عقیده بر این بود که خاصیت چشمتنگی آدمهای چشمتنگ با دیدن مهره کبود از بین میرود و قادر نخواهند بود چشمزخمی به کسی برسانند.
سنگ باباقوری: نگینی از یمن برای دفع نظر بد
سنگ باباقوری یا «بابا قوری» یکی دیگر از سنگهای مشهور برای دفع چشمزخم است که در باور عامه جایگاهی ویژه دارد. این سنگ که به «تکچشم آشفته» و «خانواده عقیق» معروف است، از یمن استخراج میشود و گفته میشود صد در صد چشمزخم را دفع میکند.
باور بر این است که سنگ باباقوری ذاتاً دارای انرژی مثبت است و قادر است انرژی منفی را نمایان کرده و به طرف مقابل بازتاب دهد. به مرور زمان، در اثر جذب و دفع انرژی در محیط، لکههایی روی آن ظاهر میشود که نشانه واکنشهای آن با انرژیهای محیطی تلقی میگردد.
در روایات منسوب به ائمه اطهار(ع)، خواص متعددی برای این سنگ ذکر شده است. از حضرت علی(ع) نقل شده که باباقوری «سبب برکت بوده و از تمامی بلاها ایمن نگه میدارد». از امام صادق(ع) نیز روایت شده که دارنده آن «از جمیع بلاها و حوادث مصون خواهی ماند».
با این حال، برخی مراجع دینی اعتبار شرعی برای این سنگ قائل نیستند. آیتالله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائی درباره تأثیر سنگ باباقوری و عقیق برای دفع چشمزخم فرمودهاند: «اینگونه مسائل اعتباری ندارد، بهتر از هر چیز این است که آیتالکرسی بخوانید و به خود بدمید». این پاسخ نشان میدهد که در فقه شیعه، اتکا به سنگها به عنوان ابزار مستقل برای دفع چشمزخم مورد تأیید نیست و توکل بر خدا و خواندن ادعیه مأثوره توصیه میشود.
عقیق: سنگ محافظت و برکت
عقیق از دیگر سنگهایی است که در باور عامه برای دفع چشمزخم و انرژی منفی به کار میرود. عقیق سرخ با «چشم»های طبیعی که در آن دیده میشود، به ویژه برای این منظور ارزشمند دانسته میشود. گفته میشود این سنگ مخصوص دفع چشمشور و چشمزخم و انرژی منفی محیط اطراف است و برای رزق و روزی و برکت نیز مؤثر است.
در باور عامه، عقیق به همراه دعای «شرف الشمس» از جمله مؤثرترین ترکیبها برای دفع چشمزخم تلقی میشود. دعای شرفالشمس معمولاً بر پشت عقیق زرد نگاشته میشود و از آنجا که تأثیر نگاه بد از نظر شرعی مورد تأیید است، توصیه میشود افراد برای حفظ خود و خانوادهشان از یک سنگ عقیق زرد اصلی به همراه این دعا بهره ببرند.
حجرالکزک: سنگ سپید هندی
حجرالکزک یا «حجرالکلرک» یکی دیگر از سنگهای مورد استفاده برای دفع چشمزخم است. صاحب «تحفه» در توصیف این سنگ میگوید: «سنگی است بسیار سفید و از هند و ساحل دریای آنجا خیزد… و آشامیدن طعام و شراب در قدح او مورث سرور و رافع شرور مجالس و داشتن او رافع بهتان و سحر و چشم بد و مورث دوستی مردان و زنان».
ابنالبیطار نیز در «مفردات» خود درباره این سنگ مینویسد: «اهل هند و سند متفقند که خاصیت این سنگ آن است که دفع سحر و چشمزخم میکند و بر دشمنان ظفر مییابند، و اگر یکی از آن با خود دارند دروغ از قبل آنکس نگویند، و هرکس وی را بیند دوست دارد». این توصیف نشان میدهد که حجرالکزک نه تنها برای دفع چشمزخم، بلکه برای جلب محبت و خوشایندی نیز کاربرد داشته است.
سنگ نمک: عنصری دوگانه در باورهای ایرانی
سنگ نمک نیز در باورهای عامه ایرانی جایگاهی ویژه در دفع چشمزخم و نیروهای شر دارد. در باورهای مذهبی مردم ایران، نمک عنصری دارای مفهوم دوگانه است؛ هم نشانه نفرین و لعنت الهی و هم نشانه رحمت و کرامت او. کسانی که به کمک اوراد اجنه را دفع میکردند، از نمک برای جنگیدن علیه شیاطین، اهریمنان و دیوان و نیز علیه ساحران و افسونگران استفاده میکردند.
در تهران، سر سفره هفتسین نمک کوبیده میگذارند و آن را عامل برکت میدانند، سپس آن را داخل کیسه آرد و برنج میکنند و تا آخر سال آن نمک را کیسه به کیسه میکنند تا همواره رویشان از طریق آن نمک برکت داشته باشد. این باورها نشان میدهد که نمک در فرهنگ ایرانی فراتر از یک ماده خوراکی، عنصری مقدس و محافظ تلقی میشده است.
مهرههای رنگارنگ: «نظر قربانی» در فرهنگ عامه
در طالبآباد، از همان روزهای اول به قنداق بچه مهرههای رنگارنگی به نام «نظر قربانی» آویزان میکنند تا کودک از چشمزخم افراد در امان باشد. دلیل رنگارنگ بودن مهرهها این است که افراد به هر رنگ و با هر لباس، نظرشان در کودک مؤثر نیفتد. تعداد مهرهها باید هفت عدد باشد و هر یک با رنگ خاص و نام ویژهای همراه است:
- مهره قهنه: مهمترین مهره که برای پیشگیری از حمله به کودک همراه او میکنند. اهمیت این مهره به قدری است که هنگام تولد قسمتی از آن را ساییده، به بچه میمالند.
- مهره گل: برای پیشگیری از گلزگنی مادر همراه کودک میکنند.
- مهره زردی: برای مصون ماندن از ابتلا به زردی.
- مهره خفه: برای جلوگیری از خفه شدن کودک.
- مهره بیج: برای بیج نخوردن بچه.
- مهره آب حیات: برای زنده ماندن کودک.
- مهره نیلی: برای درخشانی رنگ نوزاد.
علاوه بر اینها، آهنربا و الماس و طلا نیز باید همراه زانو یا قنداق کودک باشد. این باورها نشان میدهد که در فرهنگ عامه، ترکیبی از سنگها و مهرههای مختلف با رنگها و خواص متفاوت برای محافظت از کودک در برابر چشمزخم به کار میرفته است.
سنگهای دیگر و کاربردهای منطقهای
در مناطق مختلف ایران، سنگها و مهرههای گوناگونی برای دفع چشمزخم به کار میرفته است. در میرجاوه، مهره سیاه با خالهای سفید به نام «چم ترک» همراه تعویذی به کلاه پسر یا دختر میدوختند. در سیرجان، مهره سبز را به همراه نعل اسب برای دفع چشمزخم به قنداق نوزاد میآویختند. در شهر ری، مهره یا منجوق را همراه با صدق و مازو (شیبه ریشه درخت و کبودرنگ) روی شانه راست بچه میدوختند.
«موره کیو» به معنای مهره کبود نیز از دیگر مهرههایی است که در باور مردم لرستان برای دفع چشمزخم مؤثر دانسته میشود. آنها مهره کبود را همیشه روی شانه بچههای خردسال یا بر گردن حیوانات میآویختند. از این مهرهها برای دیگر چیزهای دوستداشتی مانند مشک دوغ، ابزار زینتی و لوازم خانه یا سیاهچادر و کنار کشتزار استفاده میکردند و روی سربند دختران جوان و زیبا و سربند عروسخانمها نیز مهره کبود میدوختند.
دیدگاه دین و علم درباره سنگهای چشمزخم
در باور اسلامی، اصل وجود چشمزخم مورد تأیید است، اما اتکا به سنگها به عنوان ابزار مستقل برای دفع آن مورد تردید قرار گرفته است. علامه طباطبایی میفرماید: «چشمزدن نوعی از تأثیرات نفسانی است و دلیل عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشمزدن منطبق است و روایاتی هم بر طبق آن وارد شده». با این حال، تأکید بر خواندن ادعیه مأثوره مانند آیتالکرسی و توکل بر خدا، به جای اتکا به سنگها، توصیه شده است.
از دیدگاه علمی نیز، برخی محققان بر این باورند که آدمی دارای نیروی شگفتی است که میتواند آثار مثبت یا منفی به جای بگذارد. در برخی افراد، روح و توان منحصربهفردی هست که میتواند از راه چشم ساطع شود و آثار خود را بگذارد. این تبیین علمی، هرچند مورد اتفاق همه دانشمندان نیست، نشان میدهد که باور به چشمزخم صرفاً یک خرافه عامیانه تلقی نمیشود.
نتیجهگیری
سنگهای چشمزخم در فرهنگ ایرانی، از فیروزه نیشابور تا خرمهرههای آبی و باباقوری یمنی، بخشی جداییناپذیر از میراث فرهنگی و باورهای عامه این سرزمین را تشکیل میدهند. این سنگها نه تنها ابزاری برای دفع نظر بد تلقی میشدهاند، بلکه در بسیاری از موارد کارکردهای زیباییشناسانه و تزئینی نیز داشتهاند. فیروزه، که ابوریحان بیرونی آن را «سنگ غلبه و قدرت» میدانست، از دیرباز بر انگشترها و گردنآویزها میدرخشیده و همزمان با زیبایی، امنیت روانی را برای صاحب خود به ارمغان میآورده است.
امروزه، هرچند نگاه علمی و دینی ممکن است در مورد اثربخشی قطعی این سنگها تردید داشته باشد، اما نمیتوان انکار کرد که این باورها بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی مردم ایران را شکل دادهاند. از شعر صائب تبریزی تا باورهای روستایی لرستان، از مهرههای «نظر قربانی» در طالبآباد تا خرمهرههای آویخته بر گردن کودکان، همه و همه نشاندهنده پیوند عمیق انسان ایرانی با سنگها و باورهایی است که در طول قرون، آرامش و امنیت روانی او را تأمین کردهاند.
در نهایت، شاید بتوان گفت که سنگهای چشمزخم، فارغ از اثربخشی واقعی یا نمادینشان، بازتابی از نیاز دیرینه انسان به محافظت در برابر ناشناختهها و نیروهای منفی است؛ نیازی که در فرهنگ غنی و کهن ایرانی، با رنگ آبی فیروزه و درخشش خرمهره پاسخ یافته است.
